به همين سادگي- یک

(یعنی ساده تر از اینها هم می شود؟...)





















- شعر پژواکی :

قالب شعری ست که در آن برخی از سطرها بنا بر خصوصیات و معنای پژواک که انعکاس صوت در کوه باشد تکرار می شود و آخرین هجاهای سطر پیشین را کامل می مند و به ان معنی خاصی می دهد .
بهترین نمونه برای این نوع شعر را در زبان فارسی می توان از شعر اخوان ثالث دید به نام قصه شهر سنگستان .

سخن می گفت با تاریکی و خلوت
حزین آوای او در غار می گشت و صدا می کرد
غم دل با تو گویم غار
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست ؟
صدا نالنده پاسخ داد" آری نیست "
غربی ها نیز در این نوع کار کرده اند و بیشتراز قرن شانزدهم این نوع شعر مقبولیت یافت

- شعر روایتی :

این نوع شعر همان طور که از اسمش بر می اید شعری ست که یک اتفاق یا سرگذشتی را بیان می کند . در واقع این نوع شعر در ادبیات کلاسیک و معاصر ما نمونه های زیادی دارد . گفته شده خود این شعر به انواعی تقسیم شده از جمله : روایت های حماسی و ملی چون شاهنامه و روایتهای تاریخی باز شاهنامه . سوم روایت های عشقی چون مجنون و لیلی یا یوسف و زلیخا و سر اخر روایتهای تمثیلی همچون مثنوی مولانا یا منطق الطیر .
این نوع شعر در زمان ما با زبان خاص امروزی و دیدگاهی ساختارشکنانه به وجود خود ادامه می دهد . و شما وقتی شعری می خوانید که در ان شاعر چیزی ( حادثه ای عاطفی و ... را بازگو می کند در واقع از این نوع شعر استفاده می کند . برخی از شعرهای نیما ، فروغ ، اخوان و شاملو جزو شعر روایی قرار می گیرند .

5- شعر غنایی :

غنایی راشعر تغزلی نیز می گویند و اصطلاحا به معنی آواز خواندن است . در واقع شعر تغزلی یکی از شاخه های شعر غنایی ست .. اصطلاح شعر غنایی در زبان فارسی و عربی معادلی برای شعر لیریک یونانی ست . چنان که از هر دو اصطلاح بر می آید پیوند شعر و موسیقی از مرحله ی ترکیب دو هنر در گذشته و شعر در موسیقی ادغام شده . پیوند شعر و موسیقی در ادبیات فارسی ریشه در سنت های ایرانی قبل از اسلام دارد .
شعر غنایی کلامی ست آهنگین . در شعر معاصر ایران غلبه ی کلام بر وزن شعر بیانگر نقش ثانوی موسیقی در شعر است که این امر نشان دهنده قرابت شعر و نثر و تعلیل بیش از پیش موسیقی در شعر محسوب می شود . درونمایه این نوع شعر نه عمل و نه روایت بلکه تصویر احوال و ادراکات نفسانی ست و موضوع آن بر گرفته از احساسات و عواطف گوینده ای ست که الزاماً خود شاعر نمی باشد .
در اروپا با روی کار آمدن شاعران رمانتیسم این نوع شعر طرفداران زیادی یافت


6- شعر متافیزیک :

این نوع شعر به معنی ماوراءالطبیعی و به طور کلی شعری ست که به بازگو کردن و طرح مسائل کلی چون هستی شناسی ، حقیقت و دانش بشری می پردازد و رگه هایی قوی از فلسفه در آن وجود دارد . البته ناگفته پیداست شعری که صرفاً فلسفی باشد و جوهره ی شعری در آن نباشد شعر نیست . چرا که سه اصل یک شعر خوب عبارتند از جوهر شعری – بیان ادبی و جهان بینی ست که شعر متافیزیک بیشتر بر روی ضلع سوم سه اصل شعر یعنی جهان بینی تکیه دارد.
از نظر تاریخی گفته شده این نوع شعر به صورت اخص بر اشعاری از شعرای قرن هفده در انگلستان اطلاق شده که به طرح مسائل فلسفی می پرداختند .
از ویژگیهای این نوع شعر آن است که شعرای متافیزیک تفکرات عمیق فلسفی را در موقعیتهای معمول به کار می گیرند .و اینکه این نوع شعر از ایجاز و معنای خاصی برخوردار است و سرشار از معانی بدیع است . به این دلیل است که ان را دارای ساختاری منسجم و قوی می دانند . و آخر انکه زبان در این شعر زبانی رایج و لحن آن معمولاً خطابی ست .

7- شعر منثور :

معمولاً شعری را شعر منثور گویند که منظوم نباشد و به شکل نثر نوشته شود . این شعر مولفه های یک شعر به تعریف قدمایی را همچون وزن و قافیه ندارد ولی به دلیل به کاربردن عناصر معنوی شعر و به هم ریختن مفاهیم منطقی کلام از رهگذر زبان مجازی ذاتاً شعر نامیده می شود .
این قسم شعر با نثر شاعرانه نیز متفاوت است چون شعر منثور حتی اگر به شکل سطرهای کوتاه نوشته شود و یا پشت سر هم باشد به دلیل حال و هوای شعری خاص حاکم بر آن شعر است در حالی که نثر شاعرانه نثری ست که مفاهیم منطقی و حقایق غیر شعری دارد .
این نوع شعر در اروپا با اشعار بودلر در قرن نوزدهم به شکوفایی رسید و شاعرانی مثل آرتور رمبو و مالارمه در قرن بیستم ان را به یکی از جریانهای عمده شعر در این قرن تبدیل کردند .
در ادبیات معاصر فارسی نیز با کمک گرفتن از شعر شاعران منثور اغاز شد و کسانی چون اخوان ثالث ، هوشنگ ایرانی و اسماعیل شاهرودی تجربه های خوبی در این زمینه داشتند .

................................

 

یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |


Design By : Night Skin