به همين سادگي- یک
(یعنی ساده تر از اینها هم می شود؟...)
قسمت سوم با عنایت به دیدگاه نیچه ( به صورت بسیار مختصر ) درس سوم را درباره شعر معاصر ادامه می دهیم . این درسها ادامه دارد.... * * از درس های جناب آقای بابک صحرانورد،کارشناس ادبیات فارسی
(نیچه در کتاب خود " تولد تراژدی " می گوید انسان به کمک هنر می تواند از هراس زندگی و از سویه های تراژیک زندگی بگذرد . او معتقد است رازی در جهان هست که زندگی را هراس آور و تراژیک کرده و در چنین گفت زرتشت می نویسد : زندگی بشر همچنان هولناک و بی معناست .
نیچه همچون فیلسوف بزرگ اگزیستانسیالیست " مارتین هایدگر " معتقد است که یونانیان به خوبی از راز ان دنیای پنهان با خبر بودند و بزرگی روحشان در این بود که تسلیم نمی شدند بلکه با آن می جنگیدند .
نیچه دو اصطلاح را در این کتاب یا بهتر بگویم در فلسفه زیبایی شناسی اش باب کرد . آپولوئی و دیونوسی . دیونوس آری گو بود . او خدای شراب ، سرخوشی ها و بیان روشنایی و شادمانی بود بی آنکه به هراس بیفتد. نیچه از قول شاعر بزرگ آلمانی " شیلر "که محبوب هایدگر نیز بود نقل می کند که شاعر پیش از آفریدن، هیچ تصویر منظمی از آنچه می خواهد بسازد نمی بیند بلکه تنها حالتی موسیقایی حس می کند .
معمولاً وقتی می خواهیم شعری را بررسی کنیم عوامل و مولفه های زیر را باید بشناسیم تا خوانش ما به دور از سطحی نگری و براساس نگاه دقیق و علمی باشد .
زبان ، تصویر ، شکل هنری ، کمپوزیسیون ، شکل اورگانیک ، هارمونی ( چرا که یک شعر شبیه یک قطعه موسیقی ست)، ریتم ، وزن ، تعهد ، تجدد و نو آوری ، تفاوت و تشابه سبک ها و شیوه ها، همگی عواملی هستند که یک شعر خوب را شکل می دهند و بهتر بگویم یک شعر دارای چنین عناصری است .)*
| Design By : Night Skin |

