به همين سادگي- یک
(یعنی ساده تر از اینها هم می شود؟...)
عمریست که ما گمشدگان گرم سراغیم شاید کسی از ما خبری داشته باشد "در دنیای انسان همه چیز از فکر او آغاز می شود و فکر، اولین قدم برای رسیدن به هر دستاوردی برای بشر است." ..... بازم میگم اینجا خونه اصلی من نیست... به خونه اصلیه سر بزنید..اینجا رو باید خونه تکونی کرد khfatima.blogfa.com خونه ی اصلی من اینجاست ....http://khfatima.blogfa.com/به همین سادگی .......... اما اینجا "حرف اضافه"دارم و یه عالمه پیوند و حرف "ربط" تا حالا خیلی پیش اومده که خیلیا" لپ تاپ " رو "لب تاب " یا لب تاپ " بگن خب ؟ lap top LAP : به معنی ران پا... TOP :رو . بالای .... = دستگاهی که روی پا قرار میگیرد .... هی ! یه وقت به خودتون نگیریدا ! میدونم که میدونید اما .... این مطلب را یکی از دوستانم برایم ایمیل کرده بود و متاسفانه منبعش ذکر نشده ...بزودی درباره منابعش پرس و جو می کنم ... دکتر شریعتی : امام حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود. سوال پرسیدن غلطه.... و به جاش" سوال کردن یا پرسیدن یا سوال مطرح کردن " پیشنهاد میشه.... چرا؟ آخه "سوال" خودش مصدر عربیه و ترکیب او ن با فعل "پرسیدن" حشو بی مورده ... در ضمن چیزی شبیه ask a question انگلیسیه.... پس....بهتره دیگه نگیم "اقا اجازه !یه سوال بپرسم ... دوستان خوبم اگه یه روزی استاد ادبیات بودین(شایدهم هستین) برای پایان نامه ارشد دانشجوتون چی پیشنهاد می کردین.... چند تا موضوع تو ذهنم هست اما می خوام با چند تا ایده جدید تر کیبش کنم بیشتر تو عرصه معاصر تاکید دارم....هر موضوعی که فکر می کنید لازمه که تو ادبیاتمون کار بشه.... بهم پیشنهاد بدین...یه دنیا ممنون میشم از کسانی که دغدغه منو جدی میگیرن ................. لطفا موضوع تون رو خصوصی بنویسین.... *** اشتباهی که همه دچارش می شوند بجز شما...می دونید چیه اینکه بسیاری از دوستان - حتا از اهالی قلم - سپاسگزاری را را با "ذال" می نویسند(سپاسگذاری= غ ) این اشتباه رو تو بسیاری از وبلاگ ها دیدم.درحالی که گزاردن به معنای ادا کردنه و گذاشتن یعنی نهادن... ذ: سیاست گذار... بنیانگذار.... بیمه گذار ..سرمایه گذار....فروگذار... ز: خدمتگزار...نمازگزار... عمره گزار...شکرگزار و.... فعلا.... دیگه یادم نیست ......

و جالب اینجاست که lab رو مخفف لابراتوار میگیرند 




در زبان فارسی عبارتی از یک زبان خارجی وجود دارد و شکل دگرگون شده آن، وارد زبان عامه ما شده است به نمونههای زیر توجه کنید:
زپرتی :
واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.
چُسان فسان:
از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.
شر و ور:
از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.
اسکناس:
از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.
فکسنی:
از واژة روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.
نخاله:
یادگار سربازخانههای قزاقهای روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ میگفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگ ترین دردش را تشنگی نامیدند.

| Design By : Night Skin |

