به همين سادگي- یک

(یعنی ساده تر از اینها هم می شود؟...)





















 تا حالا خیلی پیش اومده که خیلیا"  لپ تاپ " رو "لب تاب " یا لب تاپ " میگن سوالو جالب اینجاست که lab رو مخفف لابراتوار میگیرند تعجبتعجب

خب ؟

lap top

LAP : به معنی ران پا...

TOP :رو . بالای ....

= دستگاهی که روی پا قرار میگیرد ....لبخند

هی ! یه وقت به خودتون نگیریدا ! میدونم که میدونید اما ....چشمک

 

دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |



در زبان فارسی عبارتی از یک زبان خارجی وجود دارد و شکل دگرگون شده آن، وارد زبان عامه ما شده است به نمونه‌های زیر توجه کنید:

زپرتی :

واژة روسی
Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.


چُسان فسان:

از واژة روسی
Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

شر و ور:

از واژة فرانسوی
Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

اسکناس:

از واژة روسی
Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی:

از واژة روسی
Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

نخاله:

یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند
Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند

 این مطلب را یکی از دوستانم برایم ایمیل کرده بود و متاسفانه منبعش ذکر نشده ...بزودی درباره منابعش  پرس و جو می کنم ...لبخند

سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

دکتر شریعتی :

امام حسین بیشتر از آب، تشنه لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگ ترین دردش را تشنگی نامیدند.

جمعه ٤ دی ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

سوال پرسیدن غلطه....

 و به جاش" سوال کردن یا پرسیدن  یا سوال مطرح کردن " پیشنهاد میشه....

چرا؟

 آخه "سوال" خودش مصدر عربیه  و ترکیب او ن با فعل  "پرسیدن" حشو بی مورده ...

در ضمن چیزی شبیه ask a question انگلیسیه....

پس....بهتره دیگه نگیم "اقا اجازه !یه سوال بپرسمسوال

جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

...

دوستان خوبم

اگه یه روزی استاد  ادبیات بودین(شایدهم هستین) برای پایان نامه ارشد دانشجوتون چی پیشنهاد می کردین....

چند تا موضوع تو ذهنم هست اما می خوام با چند تا ایده جدید تر کیبش کنم

بیشتر تو عرصه معاصر تاکید دارم....هر موضوعی که فکر می کنید لازمه که تو ادبیاتمون کار بشه.... بهم پیشنهاد بدین...یه دنیا ممنون میشم از کسانی که دغدغه منو جدی میگیرن .................

لطفا  موضوع تون رو خصوصی بنویسین....

***

پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

 

اشتباهی که همه دچارش می شوند بجز شما...می دونید چیه

اینکه بسیاری از دوستان - حتا از اهالی قلم  - سپاسگزاری را را با "ذال" می نویسند(سپاسگذاری= غ )

این اشتباه رو تو بسیاری از وبلاگ ها دیدم.درحالی که گزاردن به معنای ادا کردنه و گذاشتن یعنی نهادن...

ذ: سیاست گذار... بنیانگذار.... بیمه گذار ..سرمایه گذار....فروگذار...

ز: خدمتگزار...نمازگزار... عمره گزار...شکرگزار  و....

فعلا.... دیگه یادم نیست ......

البته که می دونم که می دونیدچشمک

شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

"عدم توجه مسوولان به فرسودگی هواپیما ها ، باعث تکرار سوانح هوایی در ایران می شود"

بهتره به جای "عدم توجه" بنویسیم " بی توجهی مسوولان به....

البته گاهی می توان  به جای "عدم توجه "، "کم توجهی " را به اقتضای معنی جمله نوشت....که البته در جمله بالا  ترکیب " بی توجهی " صد در صد درسته .....

این اشتباه خیلی بین نویسنده ها رایجه....به ویژه "عدم وجود "....که اساسا از نظر فلسفی ترکیب این دو واژه کنار هم محاله....عدم # وجود !!

به مثال زیر توجه کنید:

عدم وجود برنامه در کارهای ما،یرانیان بسیار مشهود است ....= نبودٍ برنامه در کارهای ما ....

"

پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

عبارت" نقطه نظر " اشتباهه

این عبارت ،ترجمه لفظ به لفظ  "Point of view

که اونهم باید باشه «نکته نظر!!

بهتره..از واژه های جایگزین مانند "دیدگاه" نظریه  استفاده بشه

 

بقول یکی  ازاستادامون (دکتر آموخته )،نقطه ی نظر....فقط 2تاست... اونم یه نظرچشمک...حلاله...! )

 

...

دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |

 

دوستان خوبم بعد از تمام شدن درسهای  دوست خوبمان آفای  بابک صحرانورد - که الحق و الانصاف واقعا بهره بردیم -٠ تصمیم دارم  با آنچه  تا کنون در محضر آموزگاران و استادان و البته تجربه شخصی آمو خته ام، به روز شوم .....

***

  چرا کلمه "اساتید " اشتباه است !؟وجالب اینکه بیشتر در دانشگاه ها به کار می رود....

"استاد"واژه ای فارسی است.....(ریشه پهلوی دارد) بعدها به زبان عربی رفته و به صورت "استاذ" درآمده و جمع مکسر آن در عربی ، اساتیذ است ونه اساتید.....!

بنابراین وقتی کلمه ای اساسا فارسی است چه دلیلی دارد به جمع مکسر عربی آن هم با تبدیل ذ به د،جمع بسته  شود..........

 پس جمع کلمه استاد،استادان است....

 

پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ فاطیما کرمی دیدگاه شما () |


Design By : Night Skin